هیچکس نمیداند برای اولین بار، «روز احمقها» یا همان روز اول آوریل، چگونه و توسط چه کسی ابداع شد، اما چیزی که
واضح و مبرهن به نظر میرسد، این است که حداقل پیش از تغییر تقویم مسیحیان توسط پاپ گریگوری سیزدهم، چنین روزی با
این خصوصیات وجود نداشته است. روز اول آوریل، به قول «مارک تواین» شاید روزی است که انسان به خاطر میآورد بقیه 364 روز سال را به چه ترتیبی گذرانده
است. این روز، تنها روز سال است که دروغ گفتن جرم نیست و پیگرد قانونی ندارد و احتمالا تنها روزی که دماغ پینوکیو بابت
دروغگویی دراز نمیشود. دروغهای امسال با وجود آنکه بزرگ و تا حدودی آشکار بود، خیلیها را به اشتباه انداخت. حتی اخبار ورزشی ساعت 19:45
شبکه سوم سیما، فریب دروغ اول آوریل سایت رسمی باشگاه «بایرنمونیخ» را خورد و خبر انتقال قطعی «دیوید بکام» به این
تیم آلمانی را با آب و تاب بازگو کرد. این تنها آثار دروغ مورد اشاره نبود. گفته میشود ظرف سه ساعت و نیم اول پس از انتشار
این خبر، سهام باشگاه «رئالمادرید» حدود 14 درصد کاهش یافت و برخی سهامداران به سرعت و با قیمتی پایین اقدام به
فروش سهامهای خود کردند. دروغهای مشهور دیگری هم منتشر شد، از جمله اینکه جورج بوش پیشنهاد کرده است «خلیج فارس» به «خلیج آزادی» تغییر
نام یابد! یکی از جالبترین تلفات دروغ اول آوریل در کشور کرواسی رخ داد. چیزی نمانده بود که یک دروغ ساده و در ظاهر مشروع! به یک
شورش تمامعیار تبدیل شود. وقتی یک سایت خبری کروات خبر داد که تیم ملی فوتبال کرواسی، احتمالا بنا بر ملاحظات
سیاسی، از حضور در مسابقات انتخابی جام جهانی محروم خواهد شد، به یکباره هزاران نفر به نشانه اعتراض به این تصمیم به
خیابانها ریختند. در خبر آمده بود که «فیفا» به دولت کرواسی هشدار داده است در صورت تحویل ندادن ژنرال آنته گوتووینا که به
عنوان جنایتکار جنگی معرفی شده است، تیم فوتبال این کشور برای همیشه از حضور در جام جهانی محروم خواهد شد و البته
نقل قولی هم از «سپ بلاتر»، رئیس فیفا آمده بود که میگفت: میدانیم که کرواسی به فوتبال بیش از هر چیز دیگری اهمیت
میدهد. به همین دلیل در تماس با اتحادیه اروپا تصمیم گرفتیم تا این کشور را از حضور در جام جهانی محروم کنیم. هجوم هواداران ژنرال گوتووینا به خیابان و راهپیمایی اعتراضآمیز که تا زادگاه وی ادامه یافت تا یک شورش واقعی فاصله چندانی
نداشت. در انگلستان، روزنامه «سان جوک» روز احمقها را درباره خاندان سلطنتی ساخت و خبری تقریبا باورکردنی را به خورد مردم داد.
به نوشته این روزنامه، کولیها 650 سال است که در باغ ملکه واقع در قلعه Windsor اقامت دارند و ادعا میکنند که سازندگان
اصلی این قلعه، از اجداد آنها بودهاند و به همین دلیل بنا به دستور پادشاه ادوارد سوم از حق اقامت در باغ و برپا کردن چادرهای
خود برخوردارند. روز اول آوریل، هر چهار سال یک بار و در سالهای کبیسه با سیزدهبهدر تلاقی میکند. امسال هم این دو روز با هم تداخل
داشتند. دروغ سیزده، چیزی است معادل دروغ اول آوریل و هنوز سند محکمی وجود ندارد که ثابت کند کدام روز از نظر توالی
زمانی بر یکدیگر تقدم داشتهاند. با توجه به اینکه در ایران دروغ سیزده را فقط میتوان در ویژهنامههای نوروزی مطبوعات
مشاهده کرد، شاید بتوان در وارداتی بودن آن به قطعیت رسید.
رسم و رسوم این روز از یک شوخی ساده مثل: ببخشید، ولی بند کفشتان باز است! شروع میشود و به دروغهای بزرگ
سیاسی منتهی میشود. فردی که شخص دیگری را موفق شده است دست بیندازد، خطاب به او فریاد میزند: احمق آوریل!! راستش در این چند روزه به قدری دروغ آوریل منتشر شد که حتی به اخبار جدی و مهمی مثل مرگ پاپ ژان پل دوم نیز با دیده
تردید نگاه میشد. خبر انتقال علی کریمی به رئال مادرید هم از آن دروغهای بامزه بود. البته مخاطب ایرانی نتوانسته است با
این نوع دروغپردازی ارتباط برقرار کند و آن را به سادگی بپذیرد.
واکنش غربیها به April foolخطاب شدن چیزی در حد یک لبخند ساده است، اما مخاطب ایرانی احساس میکند که مورد
توهین قرار گرفته است. هنوز خاطره پیام نوروزی مادلین آلبرایت، وزیر امور خارجه دولت کلینتون خطاب به ایرانیها از یادها پاک
نشده است. مخاطب ایرانی ناخودآگاه به یاد ضربالمثل معروف «دروغگو، دشمن خداست» میافتد و همین طور کارتون پینوکیو.
به ما یاد داده شده است که دروغگویی کار بدی است، به همین دلیل بارها پیش آمده که این کار بد را با ترس و لرز و عذاب
وجدان انجام میدهیم و نمیتوانیم با این موضوع کنار بیاییم که بدون ترس از لو رفتن، دروغ بگوییم آن هم دروغی به بزرگی مثلا
پیوستن علی کریمی به رئال مادرید!
شاخدارترین دروغهای آوریل تاریخ ۱ـ «بی.بی.سی» در سال 1957 اعلام کرد که به خاطر زمستان ملایمی که پشت سر گذاشته شد، کشاورزان سوئیسی
موفق به کشت بذر اسپاگتی شدهاند. در برنامه پانوراما، حتی تصاویری از کشاورزان در حال جمع کردن خردههای اسپاگتی از
پایه درختان به نمایش گذاشته شد. به دنبال پخش این برنامه، بسیاری از بینندگان تماس گرفتند و از نحوه کاشت این محصول
سؤال کردند. دستاندرکاران برنامه هم به آنها توصیه کردند که یک بوته اسپاگتی را در ظرف سس گوجه بگذارند تا رشد کند. ۲ـ در سال 1962 فقط یک شبکه تلویزیونی در کشور سوئد وجود داشت که آن هم برنامهها را به صورت سیاه و سفید پخش
میکرد. «کیل استنس»، کارشناس برق روی صفحه تلویزیون ظاهر شد و ادعا کرد که بینندگان این شبکه با یک حقه ساده
میتوانند تصاویر را به صورت رنگی دریافت کنند. آنچه آنان باید انجام میدادند این بود که یک جوراب بلند نایلونی زنانه را روی
صفحه تلویزیون بکشند. البته تلویزیون رنگی 8 سال بعد به بازار عرضه شد، اما نه به کمک تکنولوژی جوراب زنانه! ۳ـ روزنامه بریتانیایی گاردین (۱۹۷۷) ویژهنامهای 7 صفحهای در بزرگداشت دهمین سالروز کشف «سن سریف» چاپ کرد. «سن
سریف» مجمع الجزایری واقع در اقیانوس هند معرفی شد که مستعمره انگلستان است. دو جزیره عمده این مجمع الجزایر
خیالی، به نامهای «کایسه بالایی» و «کایسه پایینی» معرفی شد و پایتخت آن «بودونی» نام گرفت. خوانندگان تمام تلفنهای
روزنامه را برای کسب اطلاعات بیشتر اشغال کردند. آنها ظاهرا جایی تازه را برای گذراندن تعطیلات پیدا کرده بودند؛ جایی که
روی نقشه جغرافیا وجود خارجی نداشت. ۴ـ رادیو صدای ملت اعلام کرد که ریچارد نیکسون تغییر عقیده داده و تصمیم گرفته است در مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری
شرکت کند. شعار او در این دوره این است: من هیچ اشتباهی انجام ندادم و آن را تکرار نخواهم کرد! حتی سخنرانی ساختگی
نیکسون هم از طریق رادیو پخش شد که طی آن برای نامزدی مجدد اعلام آمادگی کرده بود. ۵ـ شرکت «فست فود برگر کینگ» در یک آگهی یک صفحهای در روزنامه «یو.اس.ای.تودی» به علاقهمندان وعده داده که به زودی
در منوی غذاهای این شرکت، همبرگر چپدست نیز سرو خواهد شد. ظاهرا این همبرگر با همان مخلفات از جمله سس و ... و
همان اندازه صرفا برای خدمتگزاری به 32 میلیون چپدست آمریکایی ابداع شده بود. اعلام شد که دهانه همبرگر در این
ساندویچ 180 درجه چرخانده شده است! خیلیها گول خوردند و هزاران نفر برای چشیدن طعم این همبرگر چپدست دروغین
به شعبههای این فروشگاه هجوم آوردند و البته راستدستها هم برگر معمولی را سفارش دادند. دروغ اول آوریلی که حقیقت داشت همه دوستان این مرد نابینا، ادعای وی را که گفته بود قصد صعود به قله اورست دارد، دروغ آوریل میپنداشتند. جرارد جاسنز
میگوید: دوستانم روز اول آوریل منتظر بودند تا با آنها تماس بگیرم و بگویم که قضیه شوخی بوده است، اما من قصد دارم به
دختر کوچکم که در حال از دست دادن بینایی خود است ثابت کنم که او هر کاری را که اراده کند میتواند انجام دهد و برای
همین به اورست خواهم رفت. «اریک وینمایر» نام ماجراجویی است که در سال 2001 نام خود را به عنوان اولین نابینایی که
اورست را فتح خواهد نمود، ثبت کرد.
|