تقدیم به مریم زیبایی
تقدیم به زیباترین مریم دنیا من تقدیم به کسی که دیگر نیست تا مرا یاری کند در این تاریکی شب تقدیم به مریم زیبای من که با آن چشمان سبز زیبایش هر وقت می خندید به من آرامش می داد مریم من ، زیباترین زیبای دنیا تو که دیگر نیستی تا من دوباره به چشمان زیبایت نگاه کنم و زیبایی آفرینش را در چشمان تو ببینم ای کاش زیباترین زیبایی را نمی دیدم تا در این هنگام جدایی حسرت روزهای از دست رفته را بخورم تو هرگز از یاد من نخواهی رفت و تا آخر عمر بیادت می مانم
ای کاش فقط یک بار دیگر آفریننده عشق پاک به من فرصت دیدار تو را می داد تا کلامی را که هیچ وقت نتوانستم به تو بگویم بگویم دوستت دارم
برای تو زیباترین و قشنگ ترین لحظات هستی را آرزو دارم به راستی که : عشق تاوان داره تاوانش هم نرسیدنه
ای کاش زیباترین آفرینش هستی که همان عشق است به جدایی که بی رحم ترین آفرینش هستی است نیانجامد تقدیم به مریم نازم که هرگز برای من نخواهد بود
غروب این حوالی را تو باور می کنی یا نه؟
غم و درد اهالی را تو باور می کنی یا نه؟
تمام زندگی مان را سکوتی تلخ پُر کرده
خیابانهای خالی را تو باور می کنی یا نه؟
کویر داغ و بی باران بر اینجا سایه گسترده
هجوم خشکسالی را تو باور می کنی یا نه؟
نفس در سینه می گیرد، دل اینجا زود می میرد
و مرگ احتمالی را تو باور می کنی یا نه؟
در این تاریکی و وحشت، سیاهی های بی پایان
وجود این سپیدی را تو باور می کنی یا نه؟
نگاه سبز تو اخر مرا اباد می سازد
بگو این بی خیالی را تو باور می کنی یا نه؟
بهتر از نا پیدا
دوباره خواهی آمد
از ابتدای خدا
با شرافت نگاهی صادقانه
و تا بناکی عشق
و دلپذیر تر از محبت
و مرا می آموزی
چگونه بودن،زیستن،وزندگی کردن را!
کوچه بارانی و سرد
خانه خالی مانده از عشق و محبت
دیرگاهیست
ترس و تشویش چنگ به شب می زند
کاش نبارد بیش از این باران
کاش ظلمت در پی صید شکار دیگری بار سفر می بست
یا خواب با دیدگان خسته ام هم نوا می گشت
تو همچون بلوری از حقیقت در آینه نگاهم بسته ای نقش!
حرفی به من بزن! چیزی به من بگو!
بگو، از آتشی بگو ، که با نگاهی
آنچنان سردو بیگانه در من بیافروختی
و خاکستر خویشم کردی!
نقاب از چهره ها بیافکن و خود حقیقی شو!
مگذار کسی که می باید روزگاری
عشق را در صمیمیت یک نگاه به تو می بخشید
بیش از این در تحمل شکنجه بیگانگی عذاب کشد!...
اگر دل دادم وفا کردم
خدا می داند خطا کردم
اگر بی تو گریه ها کردم
خدا می داند خطا کردم
کسی که دلم را کشید ،خدایا به آتش غم
نگفته که با او، غیر محبت چه کرد دلم؟
---------------------------------------------------------------
ز رقیب دیو سیرت به خدای خود پناهم مگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا را **************** یا رب سببی ساز که یارم به سلامت باز آید و برهاندم از بند ملامت **************** دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد که چو سرو پای بند است و چو لاله داغ دارد |